تبلیغات
.:: كلوپ هواداران تیری هانری ::. - فصل جدید ، متفاوت خواهیم بود

اخبار |دانلود گل ها | گالری عکس|ویدئو کلیپ|
تیری هانری | آرسنال | بارسلونا

حسن یوسف زاده

جستجو

 

فصل جدید ، متفاوت خواهیم بود

سه شنبه 22 اردیبهشت 1388   12:53 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار آرسنال ،

امسال هم بدون جام طی شد. با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید که 5 فصل هست که لیگ رو نبردیم و از آخرین جامی هم که بردیم 4 فصل میگذره و اونم جام حذفی بود. اما بهتره از گذشته شروع کنیم تا شاید متوجه بشیم مشکل کار کجاست. اینکه تک تکمون این موضوع رو درک کنیم هیچ کمکی به باشگاه در تغییر سیاستهاش نمیکنه بلکه خودمون رو از گمراهی در میاریم و اینکه بعد از هر باخت تو سر و کله خودمون نمیزنیم و یا درد اعصاب نمیگیریم !!

اگر به فوتبال ایران نگاه کنیم معمولا بعد از هر شکست همه نگاهها به مربی تیم هست. حتی اگه بازیکنها تو زمین راه برن باز هم مربی رو مقصر میدونن. حال اینکه هیچ کس این مساله رو مد نظر نداره که اون مربی از همه جا بی خبر روی کیفیت کار اون بازیکن حساب کرده. البته این موضوع تقریبا در تمام تیمهای دنیا وجود داره. مثلا قلب تپنده بارسلونا ژاوی هست. یا مثلا در چلسی لمپارد همه کاره هست و ... . مربی قبل از شروع فصل به داشته هاش نگاه میکنه. امکان نداره در بارسلونا کسی به این موضوع اشاره کنه که مثلا فلان بازیکن رو میخریم که اگر ژاوی یا مسی به هر دلیل از دست دادیم جایگزین اون بشه. چون کسی نمیتونه دقیقا جای خالی اونارو پر کنه ( این بازیکنها تنها یک مثال بودند ) تازه باید به این نکته توجه کنیم که بازیکنهایی که در اون سطح باشن که بتونن تقریبا به تیم در نبود اونها کمک کنند ، هیچ گاه این مساله رو قبول نمیکنند که ذخیره اونها در زمین باشند. اونها دوست دارند همیشه بازی کنند. این دقیقا مشکلی بود که امسال برای یایا توره در بارسلونا بوجود اومد و ذخیره کیتا شده بود.

اینها رو گفتم فقط برای اینکه وضعیت تصمیم گیری مربی رو معرفی کنم. فصل 2006-2007 رو بیاد بیاریم. هانری که تنها مهره قابل اتکای ما تو اون فصل بود دائما یا مصدوم بود ، یا سرما خورده بود یا پشت ترافیک گیر میکرد به بازیها نمیرسید و .... بهر حال تو تیم نبود و در کل فصل تنها 12 گل در تمام رقابتها به ثمر رسوند. فصل بعد که از آرسنال رفت ، باشگاه هیچ جایگزینی برای اون نخرید. ادواردو و سانیا به تیم آمدند که کسی آنها را نمی شناخت. هر چند باز هم ونگر نشان داد که استاد خریدهای فوق العاده است. هر دوی آنها درخشیدند و تنها ادواردو بود که بدشانسی های سال گذشته گریبانگیرش شد. خیلی ها کار آرسنال در فصل 2007 - 2008 رو تمام شده میدونستن و مطمئن بودن این تیم به جائی نخواهد رسید. میانگین سنی تیم بیش از اندازه افت کرده بود و کمبود تجربه در تیم موج میزد. اما شروع دراماتیک آرسنال در ابتدای فصل و در حالی که با گل دقیقه 1 که روی اشتباه لمن بازی رو شکست خورده بود ، با دو گل رابین و هلپ بازی رو با برد عوض کرد و همین مساله روحیه تیم رو چند برابر کرد. فصل گذشته بسیار رویایی بود. شاید تنها فصلی در سالهای اخیر بود که به جرات همه حق میدادند که قهرمانی شایسته آرسنال است. ولی این همان تیمی بود که ابتدای فصل هیچ کس امیدی به او نداشت. بگذریم که اگر توماس ، و ادواردو آنگونه مصدوم نمیشدند و یا رابین در تمرینات تیم ملی هلند خانه نشین نمیشد  و آن همه نا داوری در تمام رقابتها بر ضد آرسنال صورت نمیگرفت ، نتیجه نهایی چیز دیگری بود. اینها همه اتفاقات نحس فصل گذشته بود که شاید حتی یکی از آنها هم اتفاق نمی افتاد وضع تغییر میکرد. اما هیچ کس به این موضوع دقت نکرد که توان واقعی تیم آن نبود. خودمان نیز باور داشتیم که نمیتوانیم کاری کنیم ولی چطور شد که تا دقایق آخر جزو مدعیان بودیم؟؟ ای کاش این اتفاق نمی افتاد. ای کاش بلائی که این فصل سر ما آمد ، فصل گذشته اتفاق می افتاد تا امیدهای ملیونها هوادار از بین نرود. تا مسئولین ما تکانی به خود دهند. تا 2 با زیکن ارزشمند ما را به نیمکت میلان و بارسلونا نفروشند. اما این اتفاق ها افتاد. این مشکل ونگر نبود. بلکه هر مربی دیگری جای او بود وقتی این پتانسیل را از تیم خود میدید ، سعی میکرد کمتر به ترکیبش دست بزند. جریان نخریدنهای تابستان گذشته و پس از رفتن هلپ و فلامینی را بارها شنیده ایم. اما باز هم این سوال مطرح میشود که آیا ونگر تصور میکرد فابرگاسی که سال گذشته 19 پاس گل تنها در لیگ داده بود و قهرمان یورو 2008 نیز بود و روحیه مضاعفی داشت ، نمایش متفاوتی در این فصل داشته باشد ؟؟ آیا کسی فکر میکرد ادبایوری که سال گذشته 30 گل زده بود ، امسال با گلهای زده بنتنر برابر باشد؟؟؟ توماس قرار بود 2 ماه پس از آغاز فصل به تیم باز گردد اما فصل را کامل از دست داد ! در بحرانی ترین زمان فصل ، دفاع های اصلی آرسنال مصدوم شدند و نکته جالب اینکه حتی بازیکنان جانشین آنها نیز مصدوم شدند ! 3 بازیکن تیم 4 ماه از بازیها دور بودند و این یعنی فاجعه ! اما بزرگترین فاجعه این بود در بدترین شرایط ممکن باید با قویترین تیمها در حساسترین رقابتها روبرو میشدیم. اما دیگر لیگ تمام شد. 2 بازی مانده که نتیجه انها تاثیری در روند کار نخواهد داشت. مکان چهارمی آرسنال در این فصل ثابت شده. هر نتیجه ای هم در دو دیدار بعدی بدست بیاید اهمیتی ندارد.

اما فرصت خوبیست تا با فعالیت آرسن ونگر در 13 فصل گذشته و نتایجی که بدست آورده بیشتر آشنا شویم.

مقامهای آرسنال در جدول لیگ برتر در 13 سال مربی گری ونگر.

1996/1997  سوم
1997/1998  اول  +  فاتح جام حذفی و جام خیریه
1998/1999  دوم + فاتح جام خیریه
1999/2000  دوم  +  نایب قهرمان جام یوفا
2000/2001  دوم
2001/2002  اول  +  فاتح جام حذفی
2002/2003  دوم  +  فاتح جام حذفی و جام خیریه
2003/2004  اول + قهرمانی بدون حتی یک شکست در این فصل
2004/2005  دوم  +  فاتح جام حذفی و جام خیریه
2005/2006  چهارم  +  نایب قهرمان اروپا
2006/2007  چهارم
2007/2008  سوم
2008/2009  چهارم

مقامهای آرسنال در جدول لیگ برتر در 13 سال پیش از مربی گری ونگر.

1995/1996  پنجم
1994/1995  دوازدهم
1993/1994  چهارم + قهرمانی در جام یوفا
1992/1993  دهم + قهرمانی در جام حذفی و جام اتحادیه
1991/1992  چهارم + فاتح جام خیریه
1990/1991  اول
1989/1990  چهارم
1988/1989  اول
1987/1988  ششم
1986/1987  چهارم + قهرمان جام اتحادیه
1985/1986  هفتم
1984/1985  هفتم
1983/1984  ششم

با یک نگاه سطحی هم میتوان تفاوت را احساس کرد. آرسنال پیش از ونگر و پس از حضور او ، اصلا با هم قابل قیاس نیست. تازه این مساله را باید در نظر گرفت که پیش از حضور او توپچی ها تقریبا یک مصرف کننده بودند اما او ملیونها دلار از فروش بازیکنانی که پرورش داده بود نسیب باشگاه کرد. اما قبل از آمدن به امارات را مورد بررسی قرار دهید. آرسنال همیشه یا قهرمان بود یا نایب قهرمان. فصلی هم که لیگ را نمیبرد جام حذفی را درو میکرد و یا موفقیت خارق العاده داشت. هیچ گاه نشد تیم ونگر به اروپا راه پیدا نکند درحالی که پیش از برای رفتن به یوفا تلاش میکردیم. قبل از آمدن ونگر و البته غیر از سالهای ابتدائی دهه نود ، آرسنال همیشه در نیمه دوم جدول حضور داشت. آن زمان هم باشگاه بازیکنان خارق العاده ای داشت که بیشتر آنها ملی پوش بودند. پس تاثیرات ونگر را نمیتوان نادیده گرفت. اما نگاهی به خریدهای آرسنال در آن سالهای هم بیندازیم. ونگر بر خلاف دیگر مربیان همیشه خریدهای موفقی در آن سالها داشت. البته همیشه هم به دنبال بزرگترینها بود. در کنار آنها نیز بازیکنان درجه دو و جوانی مانند هانری ، توره ، آنلکا و ... کم کم خود را پیدا کردند و به بازیکنان قابل اعتمادی تبدیل شدند. اما چطور یکدفعه این سیاست تغییر کرد. نکته جالب اینکه با ورود آرسنال به امارات همه چیز تغییر کرد. سال 2006 ، پایان قرارداد ونگر با باشگاه بود. تمام تیمهای دنیا برای داشتن او لحظه شماری میکردند. اما چرا ونگر ماند؟؟ چرا سیاستها باشگاه به یکباره تغییر کرد؟؟ چرا تیم خالی از بازیکنان با تجربه شد و کار را با جوانان ادامه داد؟؟ آیا ونگر این مسائل را نمیدانست؟؟ همه این چرا ها به وضعیت باشگاه بر میگردد. تیم هزینه فروش ویرا ، پیرس ، کول ، هانری و ... را به پای بدهی های استادیوم جدید خود زد. کما اینکه ونگر حتی بازیکنان درجه دو را نیز نمیتوانست به خدمت بگیرد. بازیکنان مورد نیاز روز به روز قیمتشان بیشتر میشد اما توان خرید باشگاه روز به روز کمتر. اما 2 سوال اساسی مطرح میشود:
- چرا ونگر حاظر شد با این وضع کنار بیاید؟؟
- چرا به گونه ای رفتار کرد که همه احساس میکنند او دروغ میگوید؟؟

اگر نگاهی به وضعیت کنونی آرسنال و بازیکنان آن بیندازید ، به پاسخ سوال اول نزدیک میشوید. چرا با اینکه 4 سال است جامی نبرده ایم باز هم بازیکنان حاضرند در کنار تیم بازی کنند؟؟ این 2 دلیل میتواند داشته باشند. دلیل اول اینکه انها خود را مدیون باشگاه میدانند و میخواهند جواب محبت های آن را بدهند البته این مساله در مورد ونگر متفاوت است چون بیشتر باشگاه به ونگر مدیون است. مساله دیگر علاقه است. چطور باشگاهی را که با آن بزرگ شده اند و زندگی کرده اند را میتوانند به راحتی پشت سر رها کنند؟ البته این موضوع برای خیلی از بازیکنها ارزشی ندارد و خیلی را حت باشگاه را پشت سر خود رها میکنند. اما مگر چیزی غیر از علاقه ونگر را پیش باشگاه نگاه داشت؟؟ او در آن سال یک قرارداد 5 ساله بست تا تیم را از این مرحله سخت عبور دهد. اگر کسی بتواند مربی ای را معرفی کند که با این بازیکنان در جمع 4 تیم بالایی جدول قرار گیرد ، به شخصه هرچه بخواهد به او میدهم. ما در 1913 یکبار استادیوم خود را تغییر دادیم و به هایبری آمدیم و همان سال نیز به لیگ دسته 2 سقوط کردیم. 9 بازیکن ملی پوش خود در آن فصل به تیمهای دیگر واگذار کردیم. این یعنی ترکیب تیم کاملا تغییر کرد و توان خود را از دست داد. اما اینبار درست است که تیم توان خود را از دست داد ولی مربی بزرگی داشت که هیچ گاه اعتقاد و باور خود را از دست نداد. به تمام انتقادات پاسخ داد ، تمام نا سزا ها را شنید اما تنها کاری که کرد انرژی مثبت بود. فصل 2000/2001 آرسنال در بازی برگشت لیگ ، با 6 گل مغلوب یونایتد شد. بعد از آن بازی همه انتظار شوک متفاوت از ونگر داشتند اما او در کمال خونسردی به نکات مثبت بازی اشاره کرد و گفت این اتفاق امکان دارد برای هر تیمی بیفتد. شاید فردا نوبت ما باشد. نکته جالب اینکه این اتفاق دقیقا افتاد. در بازی بعدی این دو تیم که فصل بعد در جام اتحادیه در ماه نوامبر برگزار شد ، تیم ونگر در یک بازی یک طرفه یونایتد را با 4 گل به خانه بدرقه کرد ! همه نا امید بودند ولی ونگر استوار ایستاده بود. اگر کمکهای ونگر در این 4 فصل نبود ، تیم در قسمت دوم یا سوم جدول حضور داشت. خیلیها از تغییر مربی حرف میزنند. آیا هیچ مربی ای میتواند با این تیم کار کند؟؟ البته این مساله اکنون درست نیست. اکنون آرسنال از طوفانهای شدید استوار عبور کرده و اگر کسی بیاید و موفق باشد ، کار بزرگی انجام نداده. وقتی میتوانیم بگویم ونگر دیگر کار آمد نیست که بازیکنان مورد نیاز را در اختیار داشته باشد و آن زمان نتیجه نگیرد.
 
اما جواب سوال دوم. در حالی که خود ونگر هم شاید باور نداشت که تیم میتواند ، باز هم از قهرمانی و کسب عنوان حرف میزد. باز هم ترکیب جوان خود را می ستود. بعد از باختهای بد ، باز هم به نکات مثبت آن نگاه میکرد و همین مساله باعث شکایت خیلی از هواداران و منتقدین بود. ولی آیا کسانی که خود را هوادار قدیمی آرسنال میدانند و سالهای دو رقمی را برای آن مثال میزنند ، تاکنون صحبتی از ونگر شنیده اند که در آن بار منفی وجود داشته باشد؟؟ آیا مربی ای را دیده اند که انقدر مثبت فکر کند و در سخت ترین شرایط تمام مسئولیتها را بر گردن گیرد؟؟ مطمئنا جوابی برای این سوال پیدا نخواهید کرد. ونگر مجبور بود در این 4 سال به تیم خود و هوادارات روحیه دهد. حمایت هواداران که بخش عظیمی از درامد باشگاه است را نمیتوان نادیده گرفت. این مساله خدمت دیگری از طرف ونگر به باشگاه بود. در سخت ترین شرایط هیچ گاه رئیس باشگاه هیچ مسئولیتی را بر عهده نگرفت ولی اکنون که اوضاع خوب شده مدام خود را نشان میدهد و مصاحبه میکند. جناب هیلوود 3 سال پیش کجا بودند؟؟ آن موقع حرف زدن نمیدانستند یا ترسیده بودن؟؟ صحبتهای من از روی طرفداری بیجا از ونگر نیست. آماری ارائه دادم تا بدانید چه مربی ارزشمندی در اختیار داریم. بداند دلیل اینکه تمام تیمهای مطرح اروپائی به دنبال او هستند چیست؟؟ اگر با خودتان فکر کنید میبینید ونگر هر کاری توانسته برای پیشرفت باشگاه انجام داده. حتی مسئولین باشگاه نیز از او سوء استفاده کردند ولی او همیشه تمام نکات را به جان خرید و حرفی نزد. ولی ای کاش میزد !
 
باعث خوشحالی است که از اواسط سال گذشته دیدیم که باشگاه شروع به سود دهی کرده است. این یعنی بدهی ها دیگر تمام شده. آرشاوین با مبلغ قابل توجهی به تیم آمد هرچند عثمانوف در خرید آن کمک کرد. در سه یا چهار فصل گذشته هیچ گاه شاهد این موضوع نبودیم که ونگر 3 - 4 هفته مانده به پایان بازیها بگوید ما فلان بازیکن را میخریم. این نشان میدهد فشار موجود بر باشگاه باعث شده به او وعده بودجه مورد نیاز را دهند. امیدواریم این مساله واقعیت داشته باشد. هیچ شکی در تونائی های ونگر در خرید بازیکن مورد نیاز وجود ندارد. خریدهای او همیشه موفق بوده. بزرگان آرسنال هم وقتی به آرسنال آمدند گمنام بودند و کسی آنها را نمی شناخت و در این باشگاه برای خود اسمی دست و پا کردند. اینکه ونگر میگوید اسم مهم نیست و کیفیت آنها برای برطرف کردن مشکل مهم است ، کاملا حق دارد. هیچ کس سانیا را نمی شناخت اما سال گذشته بهترین مدافع راست انگلستان شد. کسی نصری را نمی شناخت ولی امسال فوق العاده تاثیر گذار بود. ادواردو در یک نیم فصل 12 گل برای ما به ثمر رساند تا کیفیت خود را نشان دهد. و ... . پس ونگر میداند چه کسی را بخرد ، اگر به او اعتبار لازم برای خریدهای دلخواهش را بدهند. پس باید به او اطمینان کرد.

باید به نکته ای توجه کنیم. همه ما در کنار هم جمع شدیم زیرا هوادار آرسنال هستیم. اما یک تفاوت عمده با هوادارانی که در لندن هستند داریم. اینکه صدایمان را فقط خودمان میشنویم. ما هواداریم پس باید حمایت کنیم. علاوه بر تیم باید از حقوق آن هم مقابل هواداران تیمهای دیگر دفاع کنیم. منتقد نیستیم زیرا نقد وقتی تاثیر گذار است که صحبت هایش به طرفی که نقد میکند برسد تا شاید در روند کار او تغییری ایجاد شود. وظیفه ما حمایت از کلیه اعضای تیم است. گاهی عصبی میشویم و دوست داریم به همه توهین کنیم اما این کار درست نیست. بزرگترین کانون هوادارای در ایران را در اختیار داریم و توجه همگان به ماست. خیلی از هواداران تیمهای دیگر به اینجا می آیند. خبرها را میخوانند و از همه مهمتر به نظراتتان توجه میکنند. نیمه دوم امسال به مراتب نظراتی بهتر ، با احترام تر و موشکافانه تری از سوی بازدید کنندگان داشتیم و این بسیار امید بخش است. باید طوری رفتار کنیم که دیگران نیز حسرت این جمع صمیمی را بخورند. کما اینکه اکنون نیز اینگونه است.

اینکه از تیمی مانند چلسی 4 گل بخوریم آن هم در خانه شاید کمی درد آور باشد ولی این اتفاق پیش می آید که تیمهای درجه یک از تیمهای ضعیف تر شکست بخورند. شخصیت تیمهایی مانند منچستر و لیورپول را نمیتوان با این تیمها مقایسه کرد. در بازی دیروز جمله ای روی یکی از پلاکارد های هواداران چلسی نوشته شده بود. این جمله برای من انقدر خنده دار بود که غم شکست را به کلی فراموش کردم. ( چلسی افتخار لندن است !!) در اینکه آن هوادار باید خود را به دکتر نشان دهد شکی نیست ولی مساله مهم این است که باعث این اتفاقات خود ما هستیم ! چلسی نه از لحاظ تاریخچه ، نه از لحاظ افتخارات ، نه از لحاظ هوادار و نه از هیچ لحاظ دیگر قابل قیاس با ما نیست. چه دلیلی دارد وقت خود را با صحبت و یا اصطلاح کل کل با آنها بگذرانیم؟؟ اگر همه موارد یا هر کدام از آنها را مورد برسی قرار دهید ، انها تیم هفتم یا هشتم انگلیس هستند. اینکه چه چیزی باعث شده آنها به خود ببالند و خود را افتخار لندن بنامند جای سوال است؟؟!! کل جامهایی که چلسی در تاریخ باشگاهش برده به اندازه جامهای حذفی ما هم نیست. حالا لیگ بماند. ونگر به تنهایی به اندازه تاریخچه باشگاه آنها جام فتح کرده. حالا خودتان قضاوت کنید که آیا آنها برای خود نوشابه باز نکرده اند؟؟ آیا خود را بزرگ جلوه نداده اند؟؟ هرچه بیشتر به آنها اهمیت دهیم آنها خود را بزرگتر احساس میکنند. تیمی که 20 سال پیش در دسته 2 بازی میکرد و تازه 2 سال پس از سقوط تلاش کرد تا به لیگ اول بیاید ، چه چیزی از افتخار میداند؟؟ با آن همه ادعا ، بازیکن و هزینه آنها نهایتا بتوانند جام حذفی را فتح کنند. اگر برندگان 3 جام معتبر انگلیس را مورد برسی قرار دهید میبینید که تاتنهام ، استون ویلا ، نیوکاسل ، بلکبرن و اورتون تیمهایی هستند که به مراتب بیشتر از چلسی جام کسب کردند. حال قضاوت با خودتان ! 

اکنون فصل برای ما تمام شده. تغیرات کلی سایت کمی به این موضوع ربط دارد. میخواهیم تسلط بیشتری بر فصل نقل و انتقالات تابستانی داشته باشیم. امیدواریم ساست باشگاه نیز همانند ما تغییر کند. در فصل آینده میخواهیم با قالبی جدید و بسیار متفاوت ظاهر شویم. مطمئنا کسی انتظار پروژه نهایی را ندارد و این یک سورپرایز برای همه توپچی ها خواهد بود. البته به علت گستردگی پروژه ، شاید نتوانیم این کار را از ابتدای فصل انجام دهیم. اما تمام تلاش خود را بکار خواهیم بست تا در زودترین زمان ممکن کار را به پایان برسانیم. میخواهیم سایتی داشته باشیم که قهرمانی های سال آینده باشگاه را در آن جشن بگیریم.

انسان با امید زنده است. ما همه عاشقیم و البته امیدوار. همیشه به آینده نگاه میکنیم زیرا شکست امروز باعث موفقیت فرداها خواهد شد. با غرور در کنار آرسنال خواهیم ماند زیرا این تیم در وجود ما جای دارد.


نوشته شده توسط : حسن یوسف زاده